
در دو سال گذشته، هنگام بازدید از کارخانهها، با چشم غیرمسلح مشخص است که روباتهای بیشتری وجود دارند و تغییر کردهاند. آنها دیگر فقط بازوهای مکانیکی محبوس در قفس نیستند و همان حرکت را تکرار می کنند. در عوض، رباتهای انساننما و سگهای روباتی وجود دارند که میتوانند راه بروند، از پلهها بالا بروند و در اطراف موانع حرکت کنند. آنها در خطوط مونتاژ خودرو، انبارها و برای بازرسی خطوط برق مورد استفاده قرار می گیرند و حتی برخی افراد آنها را در خانه دارند. این یک صحنه شلوغ است، اما چه کسی بی سر و صدا ثروت می کند؟
فقط روی پوسته بیرونی و الگوریتم ها تمرکز نکنید. کابل های پنهان شده در داخل بدنه کلید کلید هستند. آنها مانند اعصاب هستند که سیگنال های حسگر را منتقل می کنند. آنها مانند رگ های خونی هستند که جریان های برق را حمل می کنند. با شروع ورود ربات ها به کارخانه ها و گرفتن جای خود، این کابل نامرئی ناگهان تبدیل به یک کالای داغ شده است.
چالش در این واقعیت نهفته است که بازوهای روباتیک صنعتی سنتی به راحتی قابل کنترل هستند. مسیر آنها ثابت است و کابل ها فقط با یک ریتم قابل پیش بینی به جلو و عقب می چرخند. با این حال، ربات های انسان نما و چهارپا متفاوت هستند. آنها راه رفتن های مختلف، حرکات پیچیده و حالت های دائمی در حال تغییر دارند. آنها می توانند راه بروند، بدوند، از پله ها بالا بروند، از موانع اجتناب کنند، اشیاء را جمع کنند، قطعات را جمع کنند، پیچ ها را سفت کنند و جعبه ها را حمل کنند. با هر تغییر در صحنه، حرکات آنها تغییر می کند و در نتیجه کابل ها آسیب می بینند. پاهای یک سگ ربات ده ها هزار بار در روز با زوایای بزرگ و پیچش خم می شود. کابل های معمولی نمی توانند آن را تحمل کنند. یا هسته داخلی می شکند یا غلاف بیرونی ترک می خورد. آنها چقدر دوام خواهند داشت؟ جرات داری شرط بندی کنی؟
دست ها حتی بیشتر خواستار هستند. انگشتان ربات های انسان نما نیاز به گرفتن، نیشگون گرفتن و چرخاندن دارند. کابل داخل فقط چند میلی متر قطر دارد و باید سیگنال های برق و کنترل را حمل کند. اگر خیلی ضخیم باشد، انگشتان حرکت نمی کنند. اگر خیلی نازک باشد، جریان کافی وجود نخواهد داشت و گرم می شود. اگر خیلی سخت باشد، منعطف نخواهد بود و حسگرها تکان خواهند خورد. مهندسان دائماً در حال بحث هستند که کدام نوع را انتخاب کنند.
تداخل الکترومغناطیسی را فراموش نکنید. در داخل ربات، کابل های موتور جریان های بالایی را حمل می کنند و تداخل شدید ایجاد می کنند، در حالی که کابل های سنسور سیگنال های ضعیفی را حمل می کنند و بسیار حساس هستند. اغلب، آنها باید با هم در یک فضای محدود هدایت شوند. اگر محافظ به خوبی انجام نشود، وقتی موتور میچرخد، سر و صدا از بین میرود، حسگرها گیج میشوند، حرکات نامنظم میشوند و حتی ممکن است پیچ اشتباه را سفت کند. مانند استفاده از یک هدست با کیفیت پایین-که در آن صدا شنیدن اشعار را سخت میکند. همین اصل است.
وزن نیز یک عامل مهم است. ربات های انسان نما ظرفیت بار محدودی دارند. اگر وزن زیادی حمل کنند، عمر باتری آنها کاهش می یابد و انعطاف پذیری آنها به خطر می افتد. برخی از محاسبات نشان می دهد که به ازای هر 10 درصد کاهش وزن کابل، عمر کلی باتری تقریباً 7 درصد افزایش می یابد. آیا این مبادله-ارزش آن را دارد؟ آیا مواد باید بریده شوند؟ آیا باید تعویض شوند؟ اکنون کارخانه ها این تصمیمات را می گیرند. کابل ها باید سبک اما محکم، نازک اما بادوام باشند، دارای غلاف مقاوم در برابر روغن، سرما و گرما و هسته های مقاوم در برابر خمش، کشش و خستگی باشند. این چهار محدودیت کار را بسیار دشوار می کند.


به طور خلاصه، انعطاف پذیری بالا، وزن سبک، مقاومت در برابر تداخل و دوام محیطی همه مورد نیاز است. کابل های روباتی به یکی از سخت ترین چالش ها در صنعت کابل تبدیل شده است. این فقط یک کابل نیست. این یک پروژه مهندسی سیستم است. مواد باید انتخاب شوند، سازه ها باید مسیریابی شوند، محافظ ها باید لایه بندی شوند، مسیرها باید برنامه ریزی شوند، و طول عمر باید تأیید شود. پایه های تست باید روز و شب اجرا شوند و ده ها هزار چرخه را پشت سر بگذارند تا ببینند آیا می توانند آزمون را با موفقیت پشت سر بگذارند.
پس چه کسی از این کار پول در می آورد؟ در حال حاضر سه گروه پشت میز هستند. گروه اول متشکل از غول های کابل صنعتی سنتی با موجودی مواد ضخیم و خطوط آزمایش جامع است که قادر به مدیریت محیط های سخت و تامین خودروسازان بدون تردید هستند. گروه دوم، تولیدکنندگان کابل از صنعت لوازم الکترونیکی مصرفی، با تکنیک های پردازش کابل خوب، قطرهای کوچک، سیم کشی متراکم، بازده بالا و قیمت های رقابتی هستند. آنها می توانند عبور کنند و شانس داشته باشند. گروه سوم، استارتآپهایی هستند که از ابتدا بر روی بازار رباتها تمرکز کردهاند و حرکتهای کلی ربات و برنامهریزی مسیر را درک میکنند. آنها می دانند که چگونه بسته های کابل را در امتداد اتصالات هدایت کنند، چگونه وزن را با تقسیم بندی به حداقل برسانند، و مجموعه ای از استراتژی ها را دارند. آنها همچنین سریع هستند. برنده نهایی چه کسی خواهد بود؟ بستگی به این دارد که کابل چه کسی می تواند ده ها هزار خم را تحمل کند، در سناریوهای پیچیده عملکرد خوبی داشته باشد و از اعتبارسنجی مشتریان اصلی عبور کند. نظر شما چیست؟
سناریوها در حال گسترش هستند. کارخانههای خودروسازی سیستمهای کابلی خود را تغییر میدهند، رباتهای تدارکات بر روی زمین کار میکنند، رباتهای بازرس در حال بالا رفتن از برجها و راهروها هستند، و روباتهای خانگی در حال جارو کردن، پاک کردن و باز کردن درها هستند. در همه این مکان ها، کابل ها باید دنبال شوند. با افزایش تعداد پروژه های آزمایشی، تولید انبوه چقدر است؟ یک یا دو سال یا حتی بیشتر؟ آیا شما ایده ای دارید؟ آیا کاهش 10 درصدی وزن کابل را برای افزایش 7 درصدی عمر باتری تایید می کنید؟ آیا خرابی برای تعویض و تعمیر کابل یک دام بزرگ است؟ چه کسی ابتدا جنگ قیمت را آغاز می کند؟ چه کسی مشتریان مکرر را با قابلیت اطمینان به دست خواهد آورد؟ آیا ارزش صبر کردن دارد؟ به عبارت ساده تر، هر چه یک ربات انسان نما بیشتر باشد، ساخت کابل های آن دشوارتر است. چیزهایی که ساختن آنها سخت است اغلب سود بالایی دارند، اما خندق نیز باید محکم باشد. آیا ربات های انسان نما یا سگ های رباتی را دیده اید؟ آنها چقدر با ورود به کارخانهها برای کارهای بزرگ- فاصله دارند؟ یک کابل تکی چقدر می تواند دوام بیاورد؟ نظر بدهید و بیایید چت کنیم. دفعه بعد، این سه نوع بازیکن را با جزئیات بیشتری تجزیه و تحلیل خواهیم کرد و خواهیم دید که کدام یک دست قوی تر و کدام یک پایدارتر است.

